تبليغاتX
Öfkeli Başım

يار آغلادى

اوستاد هوشنگ جعفرى

( اوستاد بو گوزل شعرينى اؤز ياشاييش يولداشينا دئييب دير )

           ***

يارين بويون قوجاقلاديم ، يار آغلادى من آغلاديم

ييغيشدى قونشولار بوتون ، جار آغلادى من آغلاديم

باشيندا قار قالان داغا ، دانيشديم آيريليق سؤزون

بير آه چئكيب باشينداكى ، قار آغلادى من آغلاديم

طاريمدا نار آغاجلارى منی گؤروب دانيشديلار

بويومو زيتون اوخشادى ، نار آغلادى من آغلاديم

ائله كی اسدی بير خزان ، تالاندى گوللريم منيم

خبر چاتينجا بولبوله ، خار آغلادی من آغلاديم

اوره ك سؤزون دئديم تارا ، سيملر اولدو پارا پارا

ياواش ياواش سيزيللادى ، تار آغلادى من آغلاديم

 دئديم كی حق منيمكیدى باشيمی چئكديلر دارا

طناب كسنده بوينومو ، دار آغلادى من آغلاديم

« جعفرى » يم ؛ بويوم بالا ، غم سينه مده قالا قالا

يار جانيمی آلا آلا ، يار آغلادی من آغلاديم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 21:13 توسط adil |

روز اول وقتی وارد کلاس شدم بچه ها یه شعری خواندند که اینجوری بود.

سلام صبح بخیر

 خسته نباشید

 سلامت باشید                  گفتم جمع کنید هنوز نرسیده چه خسته نباشید ؟

فرداش یه شعر رو تخته نوشتم و به بچه ها گفتم که یاد بگیرند

 و از فردا بخونند. شعر اینه:

سیزه بیزه سلاملار اولسون

گوندوز گئجمیز آیدین اولسون

سیزه بیزه اغورلار اولسون.

به نظر شما (هموطنان ترک)چطوریه؟

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 19:2 توسط adil |

یک هفته بعد از شروع کلاس گفته شد که کتاب قرآن سوم ابتدایی باید عوض شود و بچه ها بر ای گرفتن کتاب جدید(و تامین هزینه اشتباه نویسنده ها) 900 تومان بیاورند.؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 18:55 توسط adil |

من به بچه ها گفته بودم که با مضوع روستایشان انشا بنویسند که یکی از دختر ها نوشته بود (البته مادرش نوشته بود) و گفتم که بخواند.

در قسمتی از انشایش خواند روستای ما تا چند سال پیش روستای تفریحی و تروریستی بود  

گفتم دوباره اون قسمت را تکرار کن که باز تکرار کرد: روستای ما روستای تفریحی وتروریستی بود.

که من دفترش را گرفتم و نوشتم والدین محترم لطفا شما فقط راهنما باشید نه نویسنده.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 18:54 توسط adil |

 

روستاهاي خالي وتمدنها وفرهنگهاي فراموش شده.

آشنايي ميگفت 20ساله پيش روستاي ما 300 خانه وار جمعيت داشت اما حالا 100 خانوارباقي مانده

 اين حرف باعث شد اين مطلب را بنويسم  چرا كه بسياري از آداب وفرهنگ ما(از جمله لباس ملي

 و افسانه هاو آداب خاص و...) كه در شهر ها رنگي ندارد، ولي در روستا ها جريان دارد وخاليشدن

روستا ها يعني نابودي همه آنها.

از جمله آدابي كه در روستاها جريان دارد يكي لباس است ،لباس خاص سنتي كه اكثر خانمهاوبعضی از مردان دارند.

دومي ضرب المثلها وداستانها وافسانه هايي است كه سينه به سينه ودر شب نشينيها و... نقل

ميشود وبسياري از آداب  و روسوم هاي ديگر............كه با خالي شدن جمعيت آنها نيز ديگراز يادبرده خواهد شد.

روستا ها به چند دليل خالي ميشوند كه مهمترين آنها نبود شغل ودر آمد  وامكانات كافيمي تواند

 باشد.كه انسان را مجبور به مهاجرت به شهر هاي كوچك وبزرگ مي كند. امكاناتي مانندجاده،

 مدرسه، برق و... است.يكي ديگر از دلايل مهاجرت، مي تواند سياسي  باشد بطوري كه براي

تفاظن قدرت و.. مي باشد در جهان اين گونه سياستها بسيار بوده است كه بسياري از آنهابه 

 شكست انجاميده است.براي مثال مهاجرت اجباري تاتارهاي شوروي سابق از اكراين به ازبكستان

 كه نهايتا به وطن خود بازگشتن يا مهاجرتصربها به مونتنگرو و كوزوو كه نهايت منجر به استقلال 

 مونتنگرو شد واحتمالا در آينده كوزوو  خواهد شد.يا جريان بوسني وهرزگووين براي مقابله 

 با مسلمانان آنجا ...درايران هم در زمان رضا خان مير پنج وقبل از آن نيز اين نوع مهاجرت بوده است.در جهان كنوني نيز در برخي نقاط اين حالت مهاجرت وجود دارد.براي مثال در كركوك عراق كه يك شهر با اكثريت توركمن و اقليت عرب است ويك شهر نفت خيز و ثروتمنداست در حال حاضر واز زمان حمله آمريكا كردهاي اين كشور با مهاجرت دادن هزاران كرد به اين شهرسعي در موازنه قدرت به نفع خود هستند وميخواهند در رفراندومي كه قرار است در آينده در اين شهرباشد اين منطقه را ظمينه خود كنند.

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 0:0 توسط adil |

سلام به همه من دوباره آمدم و امیدوارم لااقل هفته ای یک بار باشم
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 15:38 توسط adil |

آيا تغيير نامها پيشرفت است.

تغيير نام در جامعه ما دو  حالت است.يكي در انسانها و ديگري در نام شهرهاو....

در حالت اولي مي خواهم براي تفهيم بيشتر مثال بزنم در جدول زير نام انسانهايي آمده است كه داراي سنين مختلف مي باشد وطي صد سال به اين طرف بوده اند.(نامهای قدیمی بیشتر ترکی اند) 

 

0  -  10 ساله

10 – 25 ساله

25  -  45 ساله

45 -  70 ساله

70 – 100 ساله

سنين

 

سينا- امير

سعيد-مسعود

 

وحيد- نادر

فرهاد-امير

 

بايرام- يوسف

ارسلان- جمشيد

 

اسرافيل -  الله وردي

بالا اوغلان- آراز

 

Polad - Abı

الله يار - خان اوغلان

نام

مذكر

 

سيما- ژيلا

 روژين- هانيه

 

آزيتا – رقيه

مهسا- مهين

 

اكرم- سارا

عالم- منيره

 

سونا  -  زرگول

قو مرو -  توران

 

Gürşad - Göyçək

Ayşın - Güləbətin

نام

 مؤنث

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بنظر شما ما دراين جريان آيا رفته رفته پيشرفت ميكنيم يا تنزل؟

آيا اين نامها به قول خودمان بي نمك نمي شوند؟

آيا بغير از اين است كه ما از اصالت وادبيات وگذشته خود دورتر ميشويم؟

 تا آنجا كه من ميدانم در بسياري از كشورهاي ديگر به هيچ وجه نامها تغيير نميكنند يا تغيير بسيار جزئي است.

حتي در بسياري از اين كشور ها نام برخي از فرزندان ،رودخانه ها ، كوهها وكلا مناطقي كه براي آن مناطق عزيز يا مورد احترام هستند گذاشته مي شود.

براي مثال در ايتاليا نامهاي پالرمو و سيسيل و... وجود دارد.

 

در آذر بايجان نيز من ديده ام كه نام فرزندان را آراز- سهند و.. گذاشته اند كه به نظر من كار بسيار خوبي است.البته اين نامها بسيار اندك است واين نشان ميدهد جز اندكي كه به فرهنگ وتمدن خود اهميت ميدهند بقيه اهميت نميدهند.

ما ميتوانيم از نامهاي ديگري مانند

Urmu~ Qızıl üzən~Qızıl gül~solduz~Astara~Təbriz~Oğtay~.........................................................

اورمو- قزل اوزن – قزل گول –سولدوز- آستارا - تبريز – اوختاي و................. استفاده كنيم.

يا ميتوانيم از نامهاي تاريخي وشخصيتهاي تاريخي نيز بيشتر استفاده كنيم مانند  ارسلان -  آلپ – تومروس – كياكسار- آستياك- ساراي-(سارا)-  بابك- كوراوغلو - تارووي- توران-سلجوق – تيمور و............ كه در واقع جلوگيري كنيم از افت فرهنگي وفراموشي فرهنگ غني مان.

البته اين كار تبليغاته چرا كه براي مثال يكي از آشنايان ما كه  دختري به دنيا آورده بود ،عمه هاي نوزاد كه در روستا بودند اصرار داشتند كه نام بچه، اسم يكي از شخصيتهاي فيلم معروف در حين پخش  آن زمان باشد كه او هم قبول نكرد واسم  يكي از معصومين را گذاشت.در حالي كه در همان روستا اسم پيرزنان وپيرمرداني وجود دارد كه بالا شهري هاي استانبول،باكو ،آنكارا، آنرا بر روي فرزندانشان ميگذارند.مانند پولاد،گوورشاد،آیشین و...

 

اما تغيير نامها در شهرها:

ميشنويم كه برخي از شهرهاي اطرافمان تغيير نام پيدا كرده است يا پيران نام قديمي آن را به زبان مي آورند.

براي مثال  قوشا چاي=ميان دو آب،توفار قان=آذر شهر،تيكان تپه=تكاب، سولدوز=نقده، قارا داغ=ارسباران و.........

انسان از خود ميپرسد آيا اين پيشرفت است يا پسرفت حتي من شنيدم كه روستايي وجود دارد به نام قران تپه(تپه كشنده) كه نام آن را به قرآن تپه تغيير نام داده اند،كه نشان ميدهد كسي كه آن را تغيير نام داده كاملا از منطقه شناختي نداشته است.

چند مثال جالب رودخانه اي ازوسط تبريز ميگذرد كه اهالي به آن قوري چاي ميگويند اما در تلوزيون وتابلوهاي شهري نام آن را مهران رود ميگويند. يا پاركي قديمي در تبريز وجود دارد به نام گوليستان كه تاريخي هم هست (اولين كتابخانه واولين خط آهن در ايران در آنجا شروع به كار كرده است) كه به آن هم باغ فجر ميگويند.

يا در درياچه اوروميه جزيره اي وجود دارد با نام اششك داغي (يعني كوه خر به علت وجود كرره خرهاي وحشي وحفاظت شده در اين جزيره) كه در تلوزيون يا ... به آن جزيره اشك ميگويند.

درمورد لباس نيز اينگونه است.

آيا ما در تغيير نامها پيشرف كرده ايم يا پسرفت.؟

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 7:28 توسط adil |

Ana

اين كلمه در زبان توركي يك كلمه بسيار باكلاسي است و يك كلمه عزيز و با ابهتي هم هست علاوه

برآن كه اين كلمه به معناي مادر مي باشد و مادر موجودي  بسيار عزيز و مهربان است.براي موارد

ديگري مانند آنا كامپيوتر(كامپيوتر مادر-اصلي)يا آنا لوله يا ...نيز به كار مي رود،اسمهاي معروف ديگري

 هم مانند آنا خاتون و آنا هيتاو...هم هست.البته بسياري براستفاده از اين كلمه واقف نيستند و حتي

 براي صدا زدن مادر خود از كلمه مامان كه انگليسي است استفاده ميكنند. وباز جالب كه تازگي ها در

 روستا ها هم به كار برده ميشود.

Ana

Dizimin qollarımın taqəti san san ay ana     dilimin har sözü söhbati sənsan ay ana

Kim əyar istamiyirsə anasın xar olsun     dili lal gözdari kor qolağları kar olsun

Kim ana zahmatin dansa ona ar olsun    çəkan evlad üçun  əzab əziyəti sənsən ay ana

.....

Gedib gəlsən nəfəsün baxişların basdi mənə   hayatın şirinniqi ləzzəti sansan ay ana

Dilimin har sözü  söhbati san san ayna ...................................

 

 مادر

طاقت زانوها ودستهاي من تو هستي اي مادر    صحبت وحرف زبانم تو هستي اي مادر

هركسي كه مادرش را دوست ندارد خار شود     زبانش لال چشمهايش كور وكوشهايش كر شود

هر كس زحمت مادر را منكر شود آر بر او           شيريني ولذت حياط، تو هستي اي مادر

.........................................................

صحبت وحرف زبانم تو هستي اي مادر...............

 

گئجه ساعات 3.5 دا تلفون زنگ چالدي اوغلان هاراسان دوردو ،تلفونو گوتوردو  هيرسينن دئدي سن

 كيمسن؟ تلفونون دالئسيندا آنا سيدي دئدي منم اوغلوم اوغلان قيشقيردي و هيستي دئدي نيیه زنگ

 آددين مني اوياندئردين آناسي دئدي چوون كي سن دع مني 25 ايل بوننان قاباق بو چاغ دا اويانديردين

،اوغلوم دوغوش گونون موبارك اولسون.

اوغلان  گونش چيخانا قدر ياتماديع  سحر تئزدن گئتي آناسينن گوروشونه. تلفون ميزينین اوستوندع

ياريمچيليق شمع يانيردع  وآناسي داها بو حاياتدا يوخيدي.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 23:56 توسط adil |

تبريز و ابهتش.

 

هركس كه در تبريز متولد شده يا در تبريز چند سالي زندگي كرده از اين ابهت باخبر است ونوعي

حالت غرور دارد كه اهل اين شهر است يا در آن زندگي كرده است.دليلي كه براي اين موضوع ميتوان

 آورد مربوط به گذشته وحال اين شهر است. تبريز داراي تاريخ چند هزار ساله است.تبريز پايتخت

امپراتورهاي بزرگ بوده است.رسميت مذهب شيعه در اين شهر مهر تاييد خورده است.شهر اولينها

در ايران است (اولين مجله،چاپ خانه،آتش نشاني،كتابخانه، آموزشكده پرستاري،مولد برق و و و و).

داراي بزرگترين مقبره اشعرادر جهان است. قديميترين دانشگاه را دارد (850 ساله ربع رشيدي)

ازاين شهر هرنوع عالم  و دانشمند از هرنوع رشته وجود دارد.حركتهاي دمكراسي وكلا حق خواهانه

 كه در كل ايران تاثير داشته ازاين شهر است(مشروطه كه به ايران مجلس را آوردو...)بزرگترين

بازار سر پوشيده  جهان را دارد و.........همگي دليل بر ابهت تبريزاست.در حال حاضر تبريز

بار زيادي را بر دوش ميكشد وآن مهاجرت مردم از اطراف وروستاها به علت فقر وخشك سالي است.

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 6:39 توسط adil |